گرد بالش

لغت نامه دهخدا

گردبالش. [ گ ِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) بالش کوچک و مدور که به وقت خواب زیر رخساره نهند و به هندی گل تکیه گویند، میتواند که گل تکیه بضم اول باشد مخفف گول تکیه و لفظ گردبالش بر همین دال است و بعضی اهل لغت قایلند که ماقبل شین بالش کسره وفتح هر دو صحیح است. ( غیاث ) ( آنندراج ):
سر سفله را گردبالش منه
سر مردم آزار بر سنگ به.سعدی ( بوستان ).... و دهل زنان متکا و گردبالش و... ( نظام قاری ص 154 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) بالشی کوچک و مدور که بهنگام خواب زیر رخساره نهند گرد بالین: حصیر سامانی دید افکنده و نطع و گرد بالش نیز افکنده.

جمله سازی با گرد بالش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همان ز پستی بالین نمی برد خوابم ز گرد بالش گردون کنم اگر بالین

💡 چنان ز قدر تو آوازه ی بزرگان خفت که گرد بالش نام شهان شده ست درم

💡 به گرد بالش گوهر فرو نیارد سر چنین که قطره من تشنه چکیدن شد

💡 چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد ز گرد بالش خورشید متکا سازد

💡 ز روی بستر گل شبنمم چو برخیزد ز گرد بالش خورشید متکای من است

💡 بکش ز نطع امل پاکزین عمل عیسی ز گرد بالش خورشید متکا دارد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران