گران جنبش

لغت نامه دهخدا

گران جنبش. [ گ ِ جُم ْ ب ِ ] ( ص مرکب ) سخت حرکت. آنکه دیر بجنبد. || دیرپرنده. دیرپرواز. پرنده ای که به کندی بپرد:
شبی تیره چو کوهی زاغ بر سر
گران جنبش چو زاغی کوه بر پر.نظامی.

فرهنگ عمید

آن که دیر از جا بجنبد، آن که به کندی حرکت کند: شبی تیره چو کوهی زاغ بر سر / گران جنبش چو زاغی کوه بر پر (نظامی۲: ۲۵۰ ).

فرهنگ فارسی

۱ - آنکه دیر جنبد سخت حرکت. ۲ - ( پرنده ) که بکندی پرد دیر پرواز: شب تیره چو کوهی زاغ برسر گران جنبش جو زاغی کوه برپر. ( نظامی )

جمله سازی با گران جنبش

💡 ز تحریک طبیعت تا درین مهد گران جنبش تن سیماب کافتاده است دور از بطن کان لرزد

💡 بگسلد بند سکون چون کشتی لنگر گسل گر به این گوی گران جنبش نماید صولجان

💡 گشت در مهد گران جنبش دهر آخر کار خوش خوش از خواب گراندیدهٔ بختم بیدار

💡 گر چو من افتاده‌ای زان جذبه آگاهم که او هودج خاک گران جنبش نهد بر دوش باد

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز