لغت نامه دهخدا
گرازش. [ گ ُ زِ ] ( اِمص ) از گرازیدن. خرامیدن. عمل گرازیدن. رجوع به گرازیدن شود.
گرازش. [ گ ُ زِ ] ( اِمص ) از گرازیدن. خرامیدن. عمل گرازیدن. رجوع به گرازیدن شود.
خرام، خرامیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دندان گرازش بود دندان چو تیغ تیز روز رزم خندان
💡 ریاست نویسنده علمی، آرتور سی. کلارک بر انجمن بین سیارهای بریتانیا زبانزد است. انجمن، نخستین جایزه ویژه خود را به نام جایزه آرتور سی. کلارک در سال ۲۰۰۵ (میلادی) داد. این جایزه به درخواست خود آرتور کلارک و با گروه داوری مستقل داده میشود. در سال ۲۰۰۸ (میلادی) ژورنال انجمن بین سیارهای بریتانیا به نام پرواز فضایی که توسط کلایو سیمپسون ویرایش شده بود برنده جایزه بهترین گرازش فضایی شد.