کم توانی
مترادفها
ضعف، ناتوانی، سستی، درماندگی
متضادها
توانمندی، قدرت
فرهنگستان زبان و ادب
{disability} [روان شناسی، علوم سلامت] خلل جسمی یا ذهنی که در بدو تولد یا در سیر زندگی به وجود می آید و برگشت پذیر نیست
جمله سازی با کم توانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازمی شوق جمال روی جانان همچو من مست و لایعقل بعالم کم توانی یافتن