کم بار
مترادفها
کممحصول، کمده
متضادها
پربار
لغت نامه دهخدا
کمبار. [ ک َ ] ( اِ ) ریسمانی باشد که آن را از لیف خرما سازند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگستان زبان و ادب
{low-rate} [مهندسی محیط زیست و انرژی] یکی از ویژگی های فرایندهای تصفیۀ زیستی پساب که در آن بار مواد آلی کمتر از حدِ متعارف است
جمله سازی با کم بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مرا بر دل همین یارست ورنه نیایم بیش چون کم بار بینم
💡 ما را به زر قلب خریدند ز اخوان بر قافله از قیمت کم بار نگشتیم
💡 کشاورزان در سالهای اخیر به دلیل خشکسالیهای شدید و کمبود منابع آبی، با محصولاتی بسیار کم بار و کیفیت پایین در زمینهای خود مواجه شدهاند.
💡 اگر میزان بارندگی در فصل کاشت کاهش یابد، احتمال اینکه محصول سال جاری بسیار کم بار باشد و اقتصاد منطقه را تحت تأثیر قرار دهد، بسیار زیاد است.
💡 در مدیریت زنجیره تأمین، وقتی محصولات به صورت کم بار و با ظرفیت پایین به مقصد میرسند، هزینههای حمل و نقل برای شرکتها به شدت افزایش مییابد.