کرم پیشه

لغت نامه دهخدا

کرم پیشه. [ ک َ رَ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب ) جوانمرد و بخشنده. ( آنندراج ). کریم. جوانمرد. سخی. ( ناظم الاطباء ):
وگر درنیابد کرم پیشه نان
نهادش توانگر بود همچنان.سعدی.در زمان خدیو داراشاه
آن کرم پیشه کریم نهاد.هاتف ( از فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ عمید

کریم، بخشنده، جوانمرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) جوانمرد کریم بخشنده: [در زمان خدیو دار اشان آن کرم پیش. کریم نهاد... ]. ( هاتف )

جمله سازی با کرم پیشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الا گر جفاکاری اندیشه کن وفا پیش گیر و کرم پیشه کن

💡 بزرگی و عفو و کرم پیشه کن ز خردان اطفالش اندیشه کن

💡 چو زنهار خواهد کرم پیشه کن ببخشای و از مکرش اندیشه کن

💡 او شده در طعنه زنی بی قرار روح کرم پیشه ازو شرمسار

💡 آن شهنشاه کرم پیشه که بر خاک درش شیوهٔ بنده بود گاه دعا، گاه ثنا

💡 روز احسان چو دهی بار کرم، دست و دلت ای کرم پیشه احسان روش جود شعار

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز