کتب خانه

مترادف‌ها

کتابخانه

لغت نامه دهخدا

کتبخانه. [ ک ُ ت ُ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) کتابخانه. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ):
کتبخانه پارسی هر چه بود
اشارت چنان شد که آرند زود.نظامی.از کتبخانه و علمنا
ذوق علمی چشیده ام که مپرس.مولوی.یتیمی که ناکرده قرآن درست
کبتخانه هفت ملت بشست.سعدی.و رجوع به کتابخانه شود.

فرهنگ عمید

= کتابخانه

فرهنگ فارسی

( اسم ) کتابخانه: [ از کتب خان. و علمنا ذوق علمی چشیده ام که مپرس ]. ( مولوی ) [ بس که خرابات شد صومع. صوف پوش بس که کتب خانه گشت مصطب. درد خوار ]. توضیح در غزلیات چاپ فروغی نیامده.

جمله سازی با کتب خانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حالیا در صفت حسن تو چون ابن حسام در کتب خانه ی عشقت ورقی می خوانیم

💡 چه گویم؟ کتب خانه دیدم بسی حدیث بزرگان شنیدم بسی

💡 سینه بر سینه خم گر چو فلاطون بنهی خشت خم را به کتب خانه یونان ندهی

💡 تا که از لفظ دُر افشان تو علم آموزیم گو بیا سیل و کتب خانه ز بنیاد ببر

💡 از بهر اهل دین به کتب خانه هنر توحید و زهد را دل او دفتر آمده ست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران