کانایی
لغت نامه دهخدا
کانایی. ( حامص ) بلاهت. حماقت. نادانی و بیخردی:
نبیره که جنگ آورد با کیا
هم از ابلهی است و کاناییا.فردوسی.- کانایی کردن؛ خود رابه نادانی و بلاهت زدن. تظاهر به حماقت و بیخردی کردن:
من سخن گویم تو کانایی کنی
هر زمانی دست بر دستت زنی.رودکی.
فرهنگ عمید
نادانی، کودنی: من سخن گویم تو کانایی کنی / هر زمانی دست بر دستی زنی (رودکی: ۵۴۰ ).
جمله سازی با کانایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من سخن گویم، تو کانایی کنی هر زمانی دست بر دستی زنی
💡 بر نادان کتاب، کانایی است زی حردمند، جان دانایی است