ناهوشمندی

مترادف‌ها

نادانی، بی‌خردی، حماقت، کم‌هوشی

متضادها

هوشمندی، ذکاوت، خردمندی

لغت نامه دهخدا

ناهوشمندی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) ناهوشیاری. بی هوشی. بی عقلی. بی فراستی. ابلهی. کانائی. کودنی. بلاهت. ناهوشمند بودن. مقابل هوشمندی. رجوع به ناهوشمند و هوشمندی شود.

جمله سازی با ناهوشمندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تصمیم گرفتن برای سرمایه‌گذاری تمام دارایی در بازاری بسیار پرریسک، نشان‌دهنده ناهوشمندی و عدم توجه به توصیه‌های کارشناسان مالی است.

💡 ناهوشمندی در مدیریت منابع مالی می‌تواند باعث شود که یک شرکت بزرگ در مدت زمان کوتاهی با بحران‌های شدید مواجه شود.

💡 او با ناهوشمندی و بدون مطالعه کافی، وارد رقابتی شد که بسیار فراتر از سطح دانش و توانایی‌های فعلی او بود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران