کاستگی

مترادف‌ها

نقص، کمبود، کاستی

متضادها

کمال، افزونی

لغت نامه دهخدا

کاستگی. [ ت َ / ت ِ ] ( حامص ) کسر. کاستگی بازار، نعس. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با کاستگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مه را شب چارده بود کاستگی حسن تو شب یازده و پانزدهست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران