لغت نامه دهخدا
کارمزد. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) مزدی که برای کار دهند. اجرت. حق العمل. ( فرهنگستان ).
کارمزد. [م ُ ] ( اِخ ) از بلوکات ناحیه ولوپی در مغرب دوآب.
کارمزد. [ م ُ ] ( اِ مرکب ) مزدی که برای کار دهند. اجرت. حق العمل. ( فرهنگستان ).
کارمزد. [م ُ ] ( اِخ ) از بلوکات ناحیه ولوپی در مغرب دوآب.
(مُ ) (اِمر. ) اجرت، حق العمل.
۱. پولی که کسی در ازای کاری که انجام داده می گیرد، مزد کار، اجرت، حق العمل.
۲. (صفت ) ویژگی کارمند غیررسمی.
مزدکار، اجرت، پولی که کسی دربرابرکاری که انجام داده بگیرد، حق العمل
از بلوکات ناحیه ولوپی در مغرب دو آب
( اسم ) ۱ - مزدی که برای کاری دهند اجرت حق العمل. ۲ - حق العمل بانک برای وصول و ایصال طلب مشتریان ( از قبیل سفته ها بروات و غیره
کارمزد (سوادکوه). کارمزد روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سوادکوه در استان مازندران از کشور ایران.
نزدیک ترین شهر به این روستاآلاشت است. فاصله کارمزد با آلاشت ۱۵ کیلومتر است. در عین حال مسافت روستا با مرکز شهرستان سوادکوه ( شهر پل سفید ) تقریباً ۳۰ کیلومتر می باشد. [ نیازمند منبع]
این روستا در دهستان ولوپی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۵۲ نفر ( ۳۸۶خانوار ) بوده است. مردم کارمزد به گویش سوادکوهی که گویشی از زبان مازندرانی است صحبت می کنند.
فارسی
مزدی که برای انجام کاری به کسی میدهند، اجرت، حقالعمل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیکنان اکسی اینفینیتی رمز غیرمثلی جمعآوری میکنند که نشاندهنده حیوانات خانگی دیجیتال الهامگرفته از سمندر مکزیکی هستند. این موجودات را میتوان در بازی پرورش داد و با یکدیگر جنگید. اسکای ماویس هنگام معامله این حیوانات خانگی دیجیتال در بازار خود، ۴٫۲۵٪ کارمزد از بازیکنان دریافت میکند.
💡 سود بازارگردانها از مابهالتفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش یا از طریق کارمزد عملیات، بدست میآید. پیادهسازی سیستم دارای بازار گردان، سبب بهبود مشخصههای کیفی بازار، همانند پایین آمدن هزینههای تراکنش و کاهش شاخص نوسانات سهم میشود. بازارگردانها نقش مهمی را در ایجاد نقدشوندگی برای سهام، یا هر نوع اوراق بهادار دیگر ایفا میکنند. یکی دیگر از نقشهای بازارگردانها تضمین قیمت مرجع، برای یک دارایی است.