کار زن
لغت نامه دهخدا
کار زن. [رِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) امر مربوط به زنان. || هم آغوشی زن. آرامش با زن:
به کار زنان تیز بودی برش
همی نرم جایی بجستی سرش.فردوسی.، کارزن. [ رَ زْ / رْ زَ ] ( اِخ )قریه ای است به سمرقند. ( معجم البلدان ). قریه ای است به سمرقند و نواحی آن. ( انساب سمعانی ورق 470 ب ). درمعجم البلدان این کلمه «براء مفتوحه و زای ساکنه » ودر انساب سمعانی «بسکون راء و فتح زاء» آمده است.
جمله سازی با کار زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عقل و گنج نیک نامی عشق و هر دم عالمی خانه داری کار زن لشکر نصیب شوهرست
💡 بفرمود تا چاکران تاختند به کار زن مرده پرداختند
💡 که چونین سخن نیست جز کار زن به ویژه زنی کو بود رای زن
💡 کار دل جنگ و کار جان حذرست کار شه زور و کار زن سمرست
💡 مکن در کار زن چندان صبوری که افتد رخنه در سد غیوری
💡 آنک او را این چنین دردی بود کی دل کار زن و مردی بود
💡 در قرن بیست و یکم، مفهوم کار زن تغییر کرده و اکنون زنان در تمامی حوزههای علمی، سیاسی و اقتصادی نقش بسیار پررنگی در جامعه ایفا میکنند.
💡 جامعه باید برای حمایت از حقوق برابر و ایجاد شرایط مناسب برای کار زن، سیاستهای حمایتی و زیرساختهای لازم را در تمامی بخشها فراهم کند.
💡 بسیاری از مطالعات نشان میدهند که توسعه اقتصادی یک کشور مستلزم مشارکت فعال و گسترده زنان در محیطهای کاری و استفاده از توانمندیهای کار زن است.