کار زن

لغت نامه دهخدا

کار زن. [رِ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) امر مربوط به زنان. || هم آغوشی زن. آرامش با زن:
به کار زنان تیز بودی برش
همی نرم جایی بجستی سرش.فردوسی.، کارزن. [ رَ زْ / رْ زَ ] ( اِخ )قریه ای است به سمرقند. ( معجم البلدان ). قریه ای است به سمرقند و نواحی آن. ( انساب سمعانی ورق 470 ب ). درمعجم البلدان این کلمه «براء مفتوحه و زای ساکنه » ودر انساب سمعانی «بسکون راء و فتح زاء» آمده است.

جمله سازی با کار زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عقل و گنج نیک نامی عشق و هر دم عالمی خانه داری کار زن لشکر نصیب شوهرست

💡 بفرمود تا چاکران تاختند به کار زن مرده پرداختند

💡 که چونین سخن نیست جز کار زن به ویژه زنی کو بود رای زن

💡 کار دل جنگ و کار جان حذرست کار شه زور و کار زن سمرست

💡 مکن در کار زن چندان صبوری که افتد رخنه در سد غیوری

💡 آنک او را این چنین دردی بود کی دل کار زن و مردی بود

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
انحصار یعنی چه؟
انحصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز