بر خود پیچیدن
از درد، خشم، اندوه یا بیقراری به خود آمدن و خود را جمعوجور کردن. گاه به معنای پیچوتاب خوردن از شدت ناراحتی یا رنج نیز میآید.
مترادفها
در خود پیچیدن
جمله سازی با بر خود پیچیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سرمای شدید زمستان، کودک کوچک در پتوهای ضخیم پیچید و بر خود پیچید تا کمی از لرزش بدن خود بکاهد.
💡 او پس از شکست در رقابت سخت، در گوشهای از اتاق نشست و بر خود پیچید تا با غم و اندوه خود تنها باشد.
💡 با شنیدن خبر ناگهانی، زن از شدت اضطراب بر خود پیچید و سعی کرد با کنترل تنفس، آرامش را به خود بازگرداند.