کار خیر

لغت نامه دهخدا

کارخیر. [ رِ خ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) امر خیر. کار نیک:
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.حافظ.|| به اصطلاح فارسی دانان هند نکاح دختر را گویند. ( غیاث ).

فرهنگ فارسی

امر خیر کار نیک

جمله سازی با کار خیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست از هر کار خیر افضل طواف روضه اش روضه جز آن که این خیرالعمل را عامل است

💡 نومید کار خیر شد از شر دشمنان در کار جنگ، فاتحه از اقربا گرفت

💡 در کار خیر موی چو پر غراب را در بندگی سپیدتر ازپر باز کن

💡 بیا ساقی، خمارم می کشد، جامی تصدّق کن سرت گردم، روا نبود به کار خیر تأخیری

💡 جنک را گفت جسرت چیست تدبیر به کار خیر نتوان کرد تأخیر

💡 صدور هر کار خیر چه در حرم چه بدیر ژرف چو بینی بود مسند او مصدرش

برآمد یعنی چه؟
برآمد یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز