کلمه «چرخاننده» به کسی یا چیزی گفته میشود که عمل چرخاندن یا گرداندن را انجام میدهد و حرکت دورانی ایجاد میکند. این واژه میتواند در معنای فیزیکی به کار رود، مانند دستگاه یا وسیلهای که چیزی را میچرخاند، یا در معنای استعاری، به کسی که امور یا وضعیتها را به حرکت در میآورد و تغییر میدهد، اطلاق شود. چرخاننده معمولاً نقش فعال دارد و باعث جریان و پویایی در محیط یا سیستم میشود. در کاربرد صنعتی، ابزارها و ماشینآلات چرخاننده نیرو را منتقل کرده و کارها را تسهیل میکنند. در زندگی روزمره، چرخاننده میتواند نماد کسی باشد که مدیریت و کنترل امور را بر عهده دارد و جریان فعالیتها را هدایت میکند. این واژه نشاندهنده حرکت، تغییر و تحول است و اهمیت نقش فعال فرد یا ابزار را برجسته میکند. بنابراین، این کلمه هم به معنای عامل حرکت فیزیکی و هم به معنای عامل تغییر و تحول در وضعیتها و امور است.
چرخاننده
لغت نامه دهخدا
چرخاننده. [ چ َ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف ) گرداننده. آنکه چیزی را بچرخاند. || چرخاننده اداره یا کارخانه یا دستگاهی؛ مدیر. اداره کننده. رجوع به چرخاندن و چرخانیدن شود.
فرهنگ عمید
کسی که چیزی را بچرخاند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کسی که چیزی را بچرخاند.
فرهنگستان زبان و ادب
{rotator} [فیزیک] وسیله ای که بر سر راه موج الکترومغناطیسی قطبیده قرار می گیرد و صفحۀ قطبش آن را می چرخاند
جمله سازی با چرخاننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک جداکننده نوری یا دیود اپتیکی یک قطعهٔ نوری است که اجازه عبور نور را تنها در یک جهت میدهد و معمولاً از بازگشت ناخواستهٔ نور به تشدیدگر نوری مثل کاواک لیزر، جلوگیری میکند. بهکارگیری این قطعه به اثر فارادی بستگی دارد (که به نوبه خود توسط اثر مغنانوری) ایجاد میشود؛ که به عنوان جزء اصلی در چرخاننده فارادی به کار میرود.
💡 دندهها زمانی به کار میروند که سرعت چرخش المان چرخاننده نسبت به سرعت چرخش المان چرخانده شده، متفاوت باشد. در توربین بادی، سرعت چرخشی روتور میبایست هماهنگ با سرعت چرخشی ژنراتور باشد، این هماهنگی با کمک جعبه دنده رخ میدهد.
💡 در این بازی، همه افراد دایرهوار مینشینند و یک بطری در وسط جمع قرار داده میشود. سپس افراد به نوبت بطری را میچرخانند و سر بطری پس از اتمام چرخش به سمت هرکسی که ایستاد، او و چرخاننده بطری باید همدیگر را ببوسند.