لغت نامه دهخدا
چرخباد. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) چرخ سبکی که بوسیله باد به حرکت آید. دَموک. ( مهذب الاسماء ). || گردباد. بادهای بسیار شدید که دور خود میچرخد.
چرخباد. [ چ َ ] ( اِ مرکب ) چرخ سبکی که بوسیله باد به حرکت آید. دَموک. ( مهذب الاسماء ). || گردباد. بادهای بسیار شدید که دور خود میچرخد.
۱. هر چرخی که با وزش باد به حرکت درآید.
۲. گردباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تخت تو چرخ باد که در بارگاه تو خورشید تیغ زن چو قمر هم سپر کشید
💡 چو چرخ باد خزان را بباغ راه دهد ببرگ سبز رزان باد رنگ کاه دهد
💡 چون مهرباد روز بقای تو بی ظلام چون چرخ باد ساعت عمر تو بی عبر
💡 از چرخ باد برتر قدرتو و اندرو کار تو مستقیم در آن خط استوا
💡 درگاهت از بلندی با چرخ باد همسر بام سرای خصمت با بوم ساده بادا
💡 در زیر چرخ باد هوا دید موجزن چونان که نور دیدهٔ بینا دراوفتاد