چاک پیراهن

مترادف‌ها

شکاف، برش

لغت نامه دهخدا

چاک پیراهن. [ هََ ] ( ص مرکب )مجازاً بمعنی زیبارویی که سینه سپید و صاف دارد. کنایه از سینه ای سپید و خوشرنگ و درخشان:
چاک پیراهنی اگر میبود
بتو ای صبح مینمودم من.امید ( ازآنندراج ).

جمله سازی با چاک پیراهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گشته ام خلوت نشین از تهمت عریان تنی چاک پیراهن چو یوسف کرده در زندان مرا

💡 تا کشیده دامن آن سرو قبا پوشم ز خاک خون نگون گردیده از تن چاک پیراهن مرا

💡 آفتابی در بغل دارم چو صبح از مهر دوست خنده ام ای مدعی بر چاک پیراهن مزن

💡 بهار آمد صبا زد چاک پیراهن به بر گل را چرا چون فصل دی آهنگ خاموشی است بلبل را

💡 چون کنم اظهار نسبت با گرفتاران کلیم خویش را مرغ قفس از چاک پیراهن کنم

💡 داغ مادرزادش از خورشید نورانی تر است هر کرا جزو بدن شد چاک پیراهن چو صبح

💡 او پیراهنی به تن داشت که چاک پیراهن آن به گونه‌ای طراحی شده بود که هم راحتی حرکت را فراهم می‌کرد و هم ظاهر بسیار جذابی داشت.

💡 با وجود اینکه چاک پیراهن او کمی باز بود، او با اعتماد به نفس کامل در جلسه شرکت کرد و توانست نظرات خود را به خوبی بیان کند.

💡 خیاط با دقت بسیار زیادی چاک پیراهن را دوخت تا از پاره شدن پارچه در قسمت سینه جلوگیری کند و ظاهر لباس را کاملاً مرتب و آراسته نگه دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران