چاوشان

لغت نامه دهخدا

چاوشان. [ وُ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ماهیدشت پائین بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، که در 7 هزارگزی باختر کرمانشاه و 3 هزارگزی شمال شوسه کرمانشاه بشاه آباد واقع شده، تپه ماهور و سردسیر است و 150 تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات دیم و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. در تابستان از طریق چشمه سینه اتومبیل میتوان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با چاوشان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدان سوی جهان گر گوش داری چه چاوشان جانندش منادی!

💡 مریخ سلاح چاوشان تو برد گوی تو زحل به پاسبانی سپرد

💡 خسرو اگر غمت خورد ناله بس است خدمتش واجب چاوشان دهند از پی های و هوی را

💡 بلرزد از نفس چاوشان در گاه باد چهار حد وجود از صدای نفخه صور

💡 خروش چاوشان از در برآمد سر خوبان روم از در درآمد

💡 فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان فلک سجودکنان پیش او به چشم و به سر

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
عضوا یعنی چه؟
عضوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز