چاراسبه
لغت نامه دهخدا
چاراسبه. [ اَ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) با چهار اسب:کالسکه چاراسبه. کالسکه ای که چهار اسب آن را میکشند. || کنایه است از بسرعت. بشتابی تمام.
جمله سازی با چاراسبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بکش جنیبتم از پیش و چاراسبه بران یکی ببین روش خنگ برق جولانم