چادر سر
مترادفها
روسری، سربند
لغت نامه دهخدا
چادر سر. [ دَ / دُ رِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چادری که زنان بر سر افکنند.
فرهنگ فارسی
چادری که زنان بر سر افکنند ٠
جمله سازی با چادر سر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز زلیخای حرم چادر سر بربودم چو بدیدم رخ یوسف کف خود ببریدم
💡 در دوران گذشته، بسیاری از زنان با استفاده از یک چادر سر سنتی و ساده، به محیطهای عمومی میرفتند و آداب خاص خود را رعایت میکردند.
💡 مادربزرگ با آن چادر سر قدیمی و رنگی که همیشه بر سر داشت، برای ما داستانهای جالب و آموزنده از دوران کودکیاش تعریف میکرد.
💡 پوشیدن چادر سر در برخی فرهنگها به عنوان نمادی از حیا و وقار شناخته میشود که ریشههای عمیقی در سنتهای اجتماعی و مذهبی دارد.