چادر خطدار
مترادفها
چادر راهراه
لغت نامه دهخدا
چادر خطدار. [ دَ / دُ رِ خ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) چادر شطرنجی. چادر چارخانه. چادر راه راه. چادر مخطط: قَوْصَف، چادر خطدار مربع. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
چادر شطرنجی ٠ چادر چار خانه ٠ چادر راه راه ٠ چادر مخطط ٠ قوصف ٠ چادر خط دار مربع
جمله سازی با چادر خطدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دارکوبهای خطدار در حالی که در درختان حشرات را جستجو میکنند، سوراخهایی ایجاد میکنند که اغلب بسیار بزرگ هستند. آنها عمدتاً حشرات، به ویژه مورچهها، سوسکها و لاروهای آنها را با برخی از دانهها مانند گل خرچنگی و میوهها، توتها و هستهها میخورند.