چابک رقیب
لغت نامه دهخدا
چابک رقیب. [ ب ُ رَ ] ( ص مرکب ) حریف ماهر. رقیب چالاک:
هر نفس این پرده چابک رقیب
بازییی از پرده برآرد غریب.نظامی ( مخزن الاسرار ).
فرهنگ فارسی
حریف ماهر رقیب چالاک
جمله سازی با چابک رقیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر نفس این پردهٔ چابک رقیب بازیی از پرده برآرد غریب
💡 در این مسابقه حساس، او باید با چابک رقیبی که سرعت بسیار بالایی داشت مقابله میکرد تا بتواند جایگاه اول را در جدول کسب کند.
💡 تیم ما با وجود داشتن بازیکنان با تجربه، در برابر چابک رقیب که تواناییهای فیزیکی فوقالعادهای داشت، با دشواریهای زیادی در میدان روبرو شد.
💡 استراتژی جدید مربی به او کمک کرد تا بتواند از چابک رقیب پیشی بگیرد و در نهایت با موفقیت از تمام موانع عبور کند.