چابک اندیش
مترادفها
تیزبین، هوشیار، زیرک، باهوش
متضادها
کنداندیش، کندذهن
لغت نامه دهخدا
چابک اندیش. [ ب ُ اَ ] ( ص مرکب ) زیرک. هوشیار. تیزفهم. سریعالانتقال:
مرا این زن پیر چون مادر است
یکی چابک اندیش کندآور است.فردوسی.و آن نمودن که بنگرم پیشی
کارها را به چابک اندیشی.نظامی ( هفت پیکر ).که شنیدم به خردی از خویشان
خرده کاران و چابک اندیشان.نظامی ( هفت پیکر ).
فرهنگ فارسی
زیرک. هوشیار. تیز فهم. سریع الانتقال ٠
جمله سازی با چابک اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فسونگر بود مرغی چابک اندیش بدیدی حیلهٔ صد ساله از پیش
💡 مرا این زن پیر چون مادرست یکی چابک اندیش کندا گرست