صلاح اندیش

مترادف‌ها

مصلحت‌اندیش، خیرخواه

متضادها

مفسد، بداندیش

لغت نامه دهخدا

صلاح اندیش. [ ص َ اَ ] ( نف مرکب ) مصلحت جو. خیرخواه. صلاح اندیشنده. خیراندیش. رجوع به صلاح دانستن و صلاح اندیشیدن و رجوع به صلاح شود.

فرهنگ عمید

خیراندیش، خیرخواه.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مصلحت جو خیر اندیش.

جمله سازی با صلاح اندیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم نمی ترسم من از بیگانگان، از خویش می ترسم

💡 بسکه باشد دل صلاح اندیش و من اظهار دوست می کشم از دست دل طومار آه خویش را

💡 عدل تو چون شود صلاح اندیش گرگ دست آورد به گردن میش

💡 ای که از اندیشه عدل صلاح اندیش تو بر نفس بندد ره غمازی اسرار گل

💡 جز حکیمان صلاح اندیش را ز آدمی مشمر صلاح خویش را

💡 رهبران سیاسی باید در تصمیم‌گیری‌های حساس خود، با نگاهی صلاح اندیش و دوراندیشانه، منافع بلندمدت کشور و رفاه عمومی مردم را در اولویت قرار دهند.

💡 مدیران صلاح اندیش همواره سعی می‌کنند با ایجاد تعادل میان سودآوری شرکت و حقوق کارکنان، محیطی پایدار و در عین حال پیشرفته ایجاد نمایند.

💡 یک سیاست‌گذار صلاح اندیش، پیش از اتخاذ هرگونه اقدام بزرگ، تمامی پیامدهای احتمالی آن را در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران