لغت نامه دهخدا
پوزش گری. [ زِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پوزشگر. اعتذار. || خواهشگری. شفاعت.
پوزش گری. [ زِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل پوزشگر. اعتذار. || خواهشگری. شفاعت.
۱. اعتذار.
۲. خواهش گری.
۳. شفاعت.
۱- عمل پوزش گر اعتذار. ۲- خواهشگری شفاعت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حکیمان به فرمان شاه جهان به پوزش گری تازه گردندشان