پوزش کنان

لغت نامه دهخدا

پوزش کنان. [ زِ ک ُ ] ( نف مرکب، ق مرکب ) صفت بیان حالت از پوزش کردن. در حال پوزش خواستن:
برفتند پوزش کنان پیش شاه
که گر شاه بیند ببخشد گناه.فردوسی.همی رفت پوزش کنان پیش او
پر از شرم جان بداندیش او.فردوسی.

فرهنگ عمید

در حال پوزش کردن: برفتند پوزش کنان نزدِ شاه / که گر شاه بیند، ببخشد گناه (فردوسی: ۵/۲۴۸ ).

فرهنگ فارسی

در حال پوزش کردن

جمله سازی با پوزش کنان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که پیغمبر قیصر آمد بشاه پر از درد و پوزش کنان از گناه

💡 چو بشنید پرویز پوزش کنان برانگیخت از هر سویی مهتران

💡 همی‌ساخت پوزش کنان پیش اوی پراز شرم جان بداندیش اوی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز