لغت نامه دهخدا
پری فش. [ پ َ ف َ ] ( ص مرکب ) پری وش:
کنیزان یکی خیل پیشش بپای
پری فش همه گلرخ و دلربای.( گرشاسب نامه ).
پری فش. [ پ َ ف َ ] ( ص مرکب ) پری وش:
کنیزان یکی خیل پیشش بپای
پری فش همه گلرخ و دلربای.( گرشاسب نامه ).
= پریوش
( صفت ) پریوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنیزان یکی خیل پیشش به پای پری فش همه گلرخ و دلربای