پربو

لغت نامه دهخدا

پربو. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) مُعطر. پرعطر. خوشبوی. و رجوع به پربوی شود.

فرهنگ عمید

پرعطر، خوش بو.

جمله سازی با پربو

💡 کنون تشت می شد به مشکوی ما برین گونه پربو شد ازبوی ما

💡 گیاهی است پربو و طبع آن گرم است. گلچه‌های آن زردرنگ‌اند. این گیاه بومی مناطق معتدل آسیا، اروپا و شمال آفریقا است.

آویزون یعنی چه؟
آویزون یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز