پاکیزه گهر

لغت نامه دهخدا

پاکیزه گهر. [ زَ / زِ گ ُ هََ ] ( ص مرکب ) پاک گهر. پاک نژاد. اصیل. محض. محضه:
میگفت بدندان بتم عقددُرر
من همچو توام لطیف و پاکیزه گهر.؟ای جهاندار بلنداختر پاکیزه گهر
ای مخالف شکر رزم زن دشمن مال.فرخی.

فرهنگ عمید

= پاک گهر

فرهنگ فارسی

( صفت ) پاک گهر
پاک گهر پاک نژاد

جمله سازی با پاکیزه گهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شبنم پاکیزه گهر جسم گدازان در دامن گلزار به خورشید سوارند

💡 می شود خوار، کند هر که عزیزان را خوار عزت مردم پاکیزه گهر باید داشت

💡 در قدح خون شفق دارد و گل می خندد مشرب مردم پاکیزه گهر دارد صبح

💡 ای جهاندار بلند اختر پاکیزه گهر ای مخالف شکر روزمزن دشمن مال

💡 تازه شد جان گل از شبنم پاکیزه گهر فیض در صحبت ارباب نظر بسیارست

💡 صائب چو صدف گر لب دریوزه گشایی حاجت طلب از مردم پاکیزه گهر کن

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز