لغت نامه دهخدا
پاکزادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حلال زادگی. پاک نژادی:
اندر پلیدزادگی و پاکزادگی
تو چغزِ حوض گلخن و من شیم کوثرم.سوزنی.
پاکزادگی. [ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حلال زادگی. پاک نژادی:
اندر پلیدزادگی و پاکزادگی
تو چغزِ حوض گلخن و من شیم کوثرم.سوزنی.
پاک نژادی حلال زادگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز پاکزادگی تست زنده نام پدر نه پاک زاده بود هر که چون پدر نبود