پاچیله

لغت نامه دهخدا

پاچیله. [ ل َ /ل ِ ] ( اِ مرکب ) پاچله. پاافزار. پوزار:
برون کن پای از این پاچیله تنگ
که کفش تنگ دارد پای را لنگ.نظامی.در درون کعبه رسم قبله نیست
چه غم ار غواص را پاچیله نیست.مولوی.|| نوعی از کفش مانند غربال کوچک که کوفتن برف را پیادگان بر پای بندند و برف بدان کوبند تا مردم قافله و لشکریان به آسانی گذرند.

فرهنگ فارسی

پاچله پا افزار

دانشنامه عمومی

پاچیله یا چغته یا چقته نوعی کفش برای راه رفتن روی برف است. پاچیله ها وزن بدن را روی سطح گسترده تری پخش می کنند که منجر به کاهش فشار شده و در نتیجه پا کمتر در برف فرو می رود.
مولوی در «عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شُبان» در دفتر دوم مثنوی معنوی می گوید:
با توجه به این بیت، معنای کفش غواصی نیز می دهد که هنگام فرو رفتن و بیرون آمدن از آب به شناگر و غواص کمک می کند.

جمله سازی با پاچیله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برون کش پای ازین پاچیله تنگ که کفش تنگ دارد پای را لنگ

💡 در درونِ کعبه رسمِ قبله نیست چه غم اَر غَوّاص را پاچیله نیست؟

برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز