«پادشاه غازی» به یکی از حکمرانان جبال مازندران اشاره دارد که در دوران قدیم زندگی میکرد. او با همکاری و اتحاد با شهرنوش پسر هزاراسپ، حکمران رستمدار، تلاش کرد دو پادشاهی را با صلح و دوستی اداره کند و برای تحکیم این اتحاد خواهر خود را به ازدواج شهرنوش داد. این اتحاد باعث آبادانی و عمران هر دو قلمرو شد. بعد از مرگ شهرنوش، اسفندیار ابن کیکاوس بن هزاراسپ به جای او نشست و در ابتدا با پادشاه غازی اختلاف و ستیزه پیدا کرد، اما نهایتاً میان آنها صلح برقرار شد. پادشاه غازی به دلیل بیماری نقرس در سال 558 هجری قمری درگذشت و پسرش علاءالدوله حسین جانشین او شد. او نمونهای از پادشاهان غیور و اهل همکاری بود که تلاش میکرد حکومتش با عدالت و صلح اداره شود. زندگی او نشاندهنده اهمیت اتحاد و مدیریت سیاسی در دوران گذشته مازندران است. این پادشاه در تاریخ با نام غازی ثبت شده و یادآور حکمرانی عاقل و شجاع است. میراث او شامل ایجاد صلح، آبادانی و انتقال قدرت به نسل بعد بود. در منابع تاریخی، از جمله حبیبالسیر، داستان حکومت و رفتار او به تفصیل بیان شده است و نشان میدهد که پادشاهان آن زمان هم به جنگ و هم به صلح توجه داشتند.
پادشاه غازی
لغت نامه دهخدا
پادشاه غازی. [ دْ/ دِ ] ( اِخ ) از حکمرانان جبال مازندران بود که با شهرنوش پسر هزاراسپ حکمران رستمدار طرح اتحاد و دوستی ریخت و خواهر خویش بزنی بدو داد و بدین جهت هر دو پادشاهی معمور و آبادان گشت اما بعد از مرگ شهرنوش اسفندیار ابن کیکاوس بن هزاراسپ بجای وی نشست و با پادشاه غازی ستیزه آغاز نهاد و چند نوبت بین جانبین جدال درگرفت و آخر کار صلح افتاد. پادشاه غازی بسال 558هَ. ق. بعلت نقرس درگذشت و پسرش علاءالدوله حسین بجای وی نشست. رجوع به صفحه 103 حبیب السیر ج 2 شود.
فرهنگ فارسی
از حکمرانان جبال مازندران بود که با شهرنوش پسر هزار اسپ حکمران رستمدار طرح اتحاد و دوستی ریخت.
جمله سازی با پادشاه غازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بابر عناوین سلطنتی پادشاه، السلطان العظم و الخاقان المکرم پادشاه غازی را نیز استفاده میکرد. او و نوادگانش بعدها از لقب میرزا و گورکانی به عنوان القاب برای درباریان استفاده کردند.