پاداش نیک

لغت نامه دهخدا

پاداش نیک. [ ش ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ثواب. اَجر. مَثوبَة. شُکم. شیان. اُجرت. مزد و عوض و مکافات در جای نیکی. جزای خیر: اِثابة؛ پاداش نیک دادن.

فرهنگ فارسی

ثواب اجر

جمله سازی با پاداش نیک

💡 روزی که پرده‌ها بردارند و رازها آشکارا کنند و تاجهای هزل بخاک اندازند و کلاههای هوس فرو نهند. و پندارها از آب و خاک بیفشانند و پاداش نیک و بد در کنار نهند. کار از دو بیرون نبود، یا بر بنده سلام کنند و نعمت سلامت اسلام بر وی تمام کنند و نامه وی بدست راست دهند که: فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ.