وجیب

لغت نامه دهخدا

وجیب. [ وَ ] ( ع مص ) وجب. وَجَبان؛ طپیدن دل. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی ).

فرهنگ فارسی

طپیدن دل

جمله سازی با وجیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سر زبالین شرق برداری دامن وجیب پر ز زرداری

💡 لباس گل را صد دامن است وجیب یکی مگرکه کسوت حورست وحلّۀ رضوان

💡 از تو در آویختم همچو قبای تو زانک خون من وجیب تو هر دو در آن کردن است

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز