وجدانی
مترادفها
اخلاقی، قلبی، درونی
متضادها
بیوجدان، بیخیال
فرهنگ عمید
آنچه به وسیلۀ قوۀ باطنی ادراک می شود.
فرهنگ فارسی
(صفت ) منسوب به وجدان آنچه توسط وجدان درک شود.
جمله سازی با وجدانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمی گنجی در الفاظ و عبارات تو این معنی وجدانی کجایی؟
💡 علم وجدانی است علم عارفان علم اگر خوانی چنین علمی بخوان
💡 درک وجدانی به جای حس بود هر دو در یک جدول ای عم میرود
💡 انتظار کلمهای عربی به معنای «چشم به راه بودن» است. انتظار مانند گرسنگی، تشنگی، خشم و بغض امری وجدانی است که هرگز با توصیفات ذهنی، حقیقت آن درک نمیشود.
💡 زآن که بیشبهه مرد وجدانی هست همدستشان به پنهانی