لغت نامه دهخدا
( وبارة ) وبارة. [ وِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَبر و آن جانوری است.( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). رجوع به وبر شود.
( وبارة ) وبارة. [ وِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَبر و آن جانوری است.( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). رجوع به وبر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخست لدروه کز روی برج وباره آن چو کوه کوه فروریخت آهن و مرمر
💡 پرستندگان را اسیران کنند دژ وباره کوه ویران کنند
💡 همی خورد زخم و همی کشت مرد خود وباره گشته نهان زیر گرد