واگذار کردن

لغت نامه دهخدا

واگذار کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) واگذار نمودن. تفویض کردن. تسلیم کردن. ( ناظم الاطباء ). سپردن. تحویل دادن. انتقال دادن ملکی یا مالی را به کسی: خانه را به او واگذار کردم. || ترک کردن. ( ناظم الاطباء ). رها کردن. یله کردن. دست برداشتن از چیزی. || سپردن. حواله کردن. محول کردن.
- واگذار کردن به خدا؛ حواله به خدا کردن. به خدا سپردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

(مصدر ) ۱ - تسلیم کردن ۲.- ترک کردن. ۳ - بعهد. کسی محول کردن:(( ادار. هر قسمت ازکشور خود رابیکی ازامرا واگذار کرد. ) )

جمله سازی با واگذار کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پطرس رسول احتمالاً بیشتر سعی می‌کرده تا برای جلوگیری از ایجاد شکاف در بین مسیحیان یهودی و غیریهودی، نقش میانی یا اصطلاحاً پُل را به عهده بگیرد. این موضوع از موضع نسبتاً میانهٔ پطرس در شورای اورشلیم و واگذار کردن حرف نهایی به یعقوب رسول نیز دیده می‌شود.

💡 ۸۰٪ از جمعیت ارمنستان ایران در دوره‌های صفویه و قاجار مسلمان بودند (فارسی‌زبانان، ترک‌ها، و کردها) در حالی که ارمنی‌های مسیحی در حدود ۲۰٪ از جمعیت را تشکیل می‌دادند.در نتیجه عهدنامه‌های گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸), ایران مجبور به واگذار کردن ارمنستان ایران (که ارمنستان امروزی را نیز در بر می‌گیرد), به روس‌ها شد.

💡 ایمز در ساخت خانه‌ای برای کهنه‌سربازان در مینیاپلیس نقش اساسی داشت. در نخست، او این ایده را در کنوانسیون ایالتی دموکرات‌ها در ۱۸۸۶ میلادی مطرح کرد. با وصف واگذار کردن انتخابات، اداره ایالتی جمهوری‌خواه پیشنهادهای وی را پذیرفت و اجازه داد تا خانه کهنه‌سربازان مینه‌سوتا ساخته شود. ایمز بعدها در آنجا به عنوان پزشک خدمت کرد.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز