وابستگان

لغت نامه دهخدا

وابستگان. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( اِ مرکب ) ج ِ وابسته. منسوبین. || نوکران. ( از سفرنامه ناصرالدین شاه ). رجوع به وابسته شود.

فرهنگ فارسی

جمع وابسته. منسوبین

جمله سازی با وابستگان

💡 «پسرم با رتبه والا، شهر داهود، یکی از وابستگان گجرات، زادگاه این گناهکار است. لطفاً توجه به ساکنان آن شهر را بر خود لازم بدانید.»

💡 اوگوشو (به ژاپنی: 大御所 おおごしょ) عنوانی است که در قدیم به شاهزادهٔ حلال‌زادهٔ یا وابستگان نزدیک امپراتور ژاپن داده می‌شد همچنین بعدها به پدر کانپاکو (نایب‌السلطنه) نیز این عنوان داده شد.

💡 آرامگاه خانوادگی خاندان آل آقا در کرمانشاه، در خیابان آرامگاه و در کنار پارک شیرین (چیاسور) قرار دارد که قبر بسیاری از وابستگان این خاندان در آنجا قرار دارد.

💡 موسی بن بغا (درگذشته ۲۸ صفر ۲۶۴ در سامرا) از سرداران با نفوذ ترک در دربار خلفای عباسی؛ بلاذری او را از وابستگان خاصّ خلیفه با عنوان «مولی امیرالمؤمنین» و طبری او را بغا الشرابی معرفی کرده‌اند. از تاریخ تولد و چگونگی پیوستن او به دربار عباسیان هیچ آگاهی در دست نیست. طبری نخستین بار در دورة واثق (۲۲۷–۲۳۲) و در رویدادهای ۲۳۱، در ماجرای کشتن احمد بن نصر خُزاعی، از او نام برده است

💡 به زودی پس از نبرد سکیگاهارا، ایه‌یاسو زمین‌هایی را به وابستگان خود بخشید که به او در این راه خدمت کرده بودند. در سال‌های بعد افرادی که قبل از نبرد سکیگاهارا با ایه‌یاسو پیمان اتحاد بسته بودند به دایمیوهای فودای شهرت یافتند. همچنین دایمیوهایی که بعد از آن نبرد با او متحد شدند به عنوان دایمیوهای توزاما شناخته شدند. دایمیوهای توزاما نسبت به همتایان فودای خود درجه دوم شناخته می‌شدند.

جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
رد دادن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز