فرهنگ عمید
۱. کسی که هیزم برای فروش جمع می کند.
۲. کسی که هیزم برای سوزاندن می برد: میان دو کس جنگ چون آتش است / سخن چین بدبخت هیزم کش است (سعدی: ۱۷۲ ).
۱. کسی که هیزم برای فروش جمع می کند.
۲. کسی که هیزم برای سوزاندن می برد: میان دو کس جنگ چون آتش است / سخن چین بدبخت هیزم کش است (سعدی: ۱۷۲ ).
( صفت ) ۱- برند. هیزم. ۲- کسی که درهیزم برای فروش می برد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا پشت چهارم تو یعنی هیزم کش بولهب نگویم
💡 گه به هیزم کش دهد او را کرا گه سپارد سوی حمالی ورا
💡 میان دو کس جنگ چون آتش است سخن چین بدبخت هیزم کش است
💡 میان دو تن جنگ چون آتش است سخنچین بدبخت هیزم کش است
💡 عزیزا پیر هیزم کش درین راه توئی و نورِ حق آن حضرت شاه