لغت نامه دهخدا
خط الماس. [ خ َطْ طِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط میگون از مصطلحات است برای موی خط مردم سفیدرنگ که مایل به اندک سرخی یا سپیدی باشد. ( آنندراج ). خط راه میگون از مصطلحات. ( غیاث اللغات ).
خط الماس. [ خ َطْ طِ اَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خط میگون از مصطلحات است برای موی خط مردم سفیدرنگ که مایل به اندک سرخی یا سپیدی باشد. ( آنندراج ). خط راه میگون از مصطلحات. ( غیاث اللغات ).
خط می گون از مصطلحات است برای موی خط مردم سفید رنگ که مایل باندک سرخی یا سپیدی باشد. خط راه میگون از مصطلحات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گریه که برگشت به دل از ره دیده صد دانه ی الماس به داغ دل ما ریخت
💡 بخش چنگ الماس یکی از بخشهای شهرستان بیجار در استان کردستان در غرب ایران است.
💡 جبرئیل روستایی از توابع بخش چنگ الماس شهرستان بیجار در استان کردستان ایران است.
💡 شده مرهم طلب ای همنفسان زخم سلیم نیست گر معدن الماس، نمکدانی چند
💡 سینه پیش ناخن الماس می سازد سپر هر که خواهد چون عقیق ساده نام آور شود
💡 زخم دلم نمکچش الماس کرده است هر دم نمکفشانی مرهم چه احتیاج