لغت نامه دهخدا
هم نژاد. [ هََ ن ِ ] ( ص مرکب ) هم گوهر. هم اصل. ( یادداشت مؤلف ).
هم نژاد. [ هََ ن ِ ] ( ص مرکب ) هم گوهر. هم اصل. ( یادداشت مؤلف ).
دو یا چند تن که از یک نژاد باشند.
(صفت ) دو یا چند تن که از یک نژاد باشند ( نسبت بهم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزرگی و هم دانش و هم نژاد چو تو شاه گیتی ندارد به یاد
💡 انور نسیبه دارای افکار آزادیخواهانه و مترقی بود. او معتقد بود که یهود که از نژاد سامی هستند با اعراب هم نژاد هستند و باید در سراسر جهان عرب، دارای حقوق مساوی با اعراب باشند. او بعد از ۱۹۴۷ مخالف اخراج یهود از کشورهای عربی بود.
💡 هنر دارد و خواسته هم نژاد نیارد همی بر دل از شاه یاد