لغت نامه دهخدا
هرودت.[ هَِ رُ دُ ] ( اِخ ) هرودوت. رجوع به هرودوت شود.
هرودت.[ هَِ رُ دُ ] ( اِخ ) هرودوت. رجوع به هرودوت شود.
مورخ یونانی که به پدر تاریخ معروف است. در هالیکارناس متولد شد. ( و. حدود ۴۸۶ - ف. حدود ۴۲٠ ق م. ) نوشته های او بیشتر طرف توجه مورخین میباشد. او مسافرتهای بسیار کرده و داستانهای زیاد از مللی که دیده شرح داده است که یکی از آثار گرانبهای زمانهای قدیم است. ابتدا در شهر [ کاری ] به نگارش پرداخت و بعد به یونان رفت و در المپیا ( یکی از شهرهای شبه جزیره پلوپونزوس ) ساکن شد. دوازده سال در آنجا به نوشتن تاریخ گذراند و سپس با جمعی از مهاجران یونانی به رم رفت و در آنجا تاریخ خود را بپایان رساند و هم در آنجا بمرد.
هِرودُت
رجوع شود به:هرودوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه آمد از هرودت بود که زایش او چهل سال پس از این نبردها بود. اما اسخیلوس در پایان جنگهای ایران و یونان سیزده ساله است، پس همهٔ این جنگها را اگر در آن نبوده، دستکم دیده یا شنیدهاست.
💡 در سال ۵۳۹ پیش از میلاد کوروش بزرگ اولین شاهنشاه هخامنشی، بابل را در نبرد اوپیس شکست داد. به دلیل اینکه بابل بر روی رودخانه بنا شده بود تنها یک راه برای ورود به آن وجود داشت و بقیه دیوارها بر روی رودخانه بود. در زیر آب دروازههای فلزی برای جلوگیری از ورود دشمنان وجود داشت. کوروش و سربازانش مسیر آب رودخانه فرات را منحرف کرده و سربازان پارسی از زیر دیوارها وارد شهر بابل شدند. این داستان توسط هرودت بهطور مفصل نقل شدهاست و در انجیل عهد عتیق نیز آیهای در مورد آن وجود دارد.