لغت نامه دهخدا
هرسی. [ هََ ] ( اِخ )یکی از دهات کلارستاق تنکابن. رجوع به هرسبان شود.
هرسی. [ هََ ] ( اِخ )یکی از دهات کلارستاق تنکابن. رجوع به هرسبان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این باشگاه از زمان تأسیس به صورت دموکراتیک توسط رهبران ارشد مختلف هدایت شدهاست، اولین رهبر علی سعید و سپس موسی سلیمان بود. رهبر فعلی مهندس هرسی سعید است.
💡 شرکت اینترتک در سال ۱۸۸۸ توسط کالیب برت تأسیس شد و اولین آزمایشگاه کنترل کیفیت آن، در سال ۱۸۹۰ توسط میلتون هرسی در مونترآل، کانادا تشکیل گردید. نخستین مرکز تست لامپ اینترتک نیز در سال ۱۸۹۶ توسط توماس ادیسون راهاندازی شد. در حال حاضر شرکت اینترتک بزرگترین تستر کالاهای مصرفی در جهان است و دارای شبکهای از ۱٫۰۰۰ آزمایشگاه در ۱۰۰ کشور میباشد.