هر یکی

لغت نامه دهخدا

هریکی. [ هََ ی َ / ی ِ ] ( ضمیر مبهم مرکب ) هریک. هرکدام. ( یادداشت به خط مؤلف ):
بیامد سپاه و بیامد پسر
بخندید با هریکی تاجور.فردوسی.رجوع به هر و هریک شود.

فرهنگ فارسی

هر یک هر کدام

جمله سازی با هر یکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ساحر و ای ذوفنون ای مایه پنجه جنون هنگام کار آمد کنون ما هر یکی آن کاره‌ای

💡 از بدو نیک و از کژ و از راست هر یکی بی زبان مسب ح ماست

💡 جنبش هر یک از سرشوق است هر یکی را از این طلب ذوق است

💡 به تن هر یکی همچو کوهی سیاه به مردی فزون هر یک از صد سپاه

💡 از فروع روی او خورشید ذرات جهان هر یکی جام جم و آیینه اسکندرست

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز