نوشاب

لغت نامه دهخدا

نوشاب. ( اِ مرکب ) آب گوارا. شربت مطبوع. نوشابه. و نیز کنایه از: آب زندگی، آب حیات، آب خضر. رجوع به نوشابه شود:
از آنجا خبر داد کارآزمای
که نوشاب را در سیاهی است جای.نظامی.مباد این درج دولت را نوردی
میفتاد اندر این نوشاب گردی.نظامی.عتابت گرچه زهر ناب دارد
گذر بر چشمه نوشاب دارد.نظامی.

فرهنگ عمید

آب حیات، آب زندگی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) آب زندگی: (( از آنجا خبر داد کار آزمای که نوشاب را در سیاهی است جای. ) ) ( نظامی )
آب گوارا. شربت مطبوع. نوشابه. و نیز کنایه از: آب زندگی. آب حیات. آب خضر.

فرهنگ اسم ها

اسم: نوشاب (پسر) (فارسی) (تلفظ: nushab) (فارسی: نوشاب) (انگلیسی: nushab)
معنی: آب گوارا، شربت مطبوع، آب زندگی، آب حیات

جمله سازی با نوشاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آنجا خبر داد کار آزمای که نوشاب را در سیاهی‌ست جای

💡 مباد این درج دولت را نوردی میفتاد اندر این نوشاب گردی

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز