لغت نامه دهخدا
نمازگزار. [ ن َ گ ُ ] ( نف مرکب ) مصلی. پابند صلوة. ( آنندراج ). آنکه نماز خواند. نمازکن. نمازگر. ( فرهنگ فارسی معین ). نمازی. اهل طاعت و عبادت.
نمازگزار. [ ن َ گ ُ ] ( نف مرکب ) مصلی. پابند صلوة. ( آنندراج ). آنکه نماز خواند. نمازکن. نمازگر. ( فرهنگ فارسی معین ). نمازی. اهل طاعت و عبادت.
کسی که نماز می خواند، نمازخوان.
نمازخواندن، رواج ورونق هم گفته شده است
( صفت ) آنکه نمازخواند نمازکن نمازگر مصلی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بنا پس از بنای تازهساز مسجد شاه فیصل که در اسلامآباد واقع شده دومین مسجد بزرگ در پاکستان و جنوب آسیا و پنجمین مسجد بزرگ جهان است که گنجایش ۵۰۰۰ نمازگزار را دارد و از جاذبههای مهم گردشگری پاکستان بهشمار میرود.
💡 (صحن مسجد) در حدود ۴۰ تا ۵۰ نفر میتوانند در آن نمازگزار جا میدهد؛ ولی اینطور که معلوم است صحن بیرونی مسجد بعداً به مسجد اضافه شدهاست.
💡 مسجد مرکزی آلماتی: این مسجد بزرگترین مسجد این کشور با ظرفیت ۷۰۰۰ نمازگزار است.