ناچار و چار

لغت نامه دهخدا

ناچار و چار. [ رُ ] ( ق مرکب ) خواه و ناخواه:
اگر باز گردی ز راه ستور
شود بید تو عود ناچار و چار.ناصرخسرو.از این بند و زندان بناچار و چار
همان کش درآورد بیرون برد.ناصرخسرو.چو من از پس دین دویدم بباید
دویدن پس از من بناچار و چارش.ناصرخسرو.مبارزان را بیم و امید ننگ و نبرد
دو جامه پوشد ناچار وچار از آتش و آب.مسعودسعد.

فرهنگ فارسی

خواه و ناخواه.

جمله سازی با ناچار و چار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این بند و زندان به ناچار و چار همان کش در آورد بیرون برد

💡 مبارزان را بیم و امید ننگ و نبرد دو جامه پوشد ناچار و چار از آتش و آب

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز