لغت نامه دهخدا
ناوردجو. [وَ ] ( نف مرکب ) جنگجو. مبارز. رجوع به ناورد شود.
ناوردجو. [وَ ] ( نف مرکب ) جنگجو. مبارز. رجوع به ناورد شود.
ناوردخواه، جنگجو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو ناوردجو رزمساز آمدند درآن پهنه دو ترکتاز آمدند