لغت نامه دهخدا
ناسرشته. [ س ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) سرشته ناشده. مقابل سرشته.
ناسرشته. [ س ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) سرشته ناشده. مقابل سرشته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فریاد ناسرشته به خون کی دهد اثر آزار دل مجوی و عذاب نفس مکن