لغت نامه دهخدا
نازرده. [ زُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیازرده. ناآزرده. آزرده نشده. مقابل آزرده.
نازرده. [ زُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیازرده. ناآزرده. آزرده نشده. مقابل آزرده.
نیازرده نا آزرده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زان گرگسگانِ اژدهاروی نازرده بر او یکی سرِ موی
💡 موی را نازرده اند الحق جز آنک از زنخدان خودش بگسسته اند